داستان موفقیت ما

گام 1

در دوران دانشجویی در سال 1379 در خوابگاه دانشجویی کشاورز با دو تن از دوستان هم اتاقی تصمیم به طراحی و راه اندازی یک وب سایت به منظور فروش کتاب با نام کیمیا اندیشان  گرفتیم. بدین منظور با خانه کتاب تماس گرفتیم و  فهرست کلیه ناشران را درون DataBase سایت قرار دادیم، چند مرتبه ای هم نامه تبلیغاتی برای همان ناشران  فرستادیم  در نتیجه پس از چند ماه ماه فعالیت در نهایت به دلیل مشغله درسی ، برنامه ها متفاوت دوستان و عدم باز خورد کافی از سمت ناشران تصمیم گرفتیم فعالیت خود را تعطیل کنیم (هم اکنون یکی از دوستان در شرکت ماکروسافت به عنوان مهندس ارشد مشغول به کار است و دوست دیگرم عضو هیئت علمی دانشگاه اراک میباشد).

در دوران مقدس خدمت سربازی با دو تن از هم دوره ای ها ایده ای برای تشکیل یک شرکت و انجام کار شکل گرفت در سال 1381 شرکتی با نام همراهان ثبت کردیم و پس از انجام چندین پروژه برای سازمان ها ، برنامه ای برای شرکت های کوچک به منظور پیگیری فروش در محیط ویندوز تولید کردیم. در مدت 2 سال توانستیم تعداد 15 نسخه از این سامانه را به فروش برسانیم و در نهایت به این نتیجه رسیدیم ادامه این راه چندان به صرفه نیست بنابر این تصمیم به انحلال شرکت گرفتیم (هم اکنون یکی از دوستان در شرکت بهسازان  مشغول به کار است و دوست دیگرم مدتی در شرکت توسن مشغول به کار بود)

گام 2
گام 3

در اوایل سال 1386 و پس از دومین شکست و انجام یکسری کارهای متفرقه قراردادی با شرکت داده پردازی ایران (DPI) برای توسعه و پشتیبانی سیستم های طرح جامع که برای سازمان صنایع کوچک و شهرک های صنعتی ایران بود منعقد کردیم از آنجایی که این سیستم در 30 استان کشور عملیاتی شده بود و  بیشتر از  24 زیر سیستم تشکیل شده بود یکی از مسائل مورد بحث پشتیبانی و پاسخ دهی به کاربران این سامانه بود. برهمین اساس هر ماه جلسه ای  به اتفاق کار فرمای اصلی در خصوص نحوه انجام درخواست ها برگزار می شد. جمع آوری  گزارشات مربوطه یکی از دغدغه های اصلی تیم ما بود ،از آنجایی که بخشی از در خواست ها تلفنی ،بخشی ازطریق ایمیل و بخشی دیکر از طریق نامه بود دسترسی یکپارچه به Ticket و وضعیت آنها وجود نداشت.یاد مثل معروف کوزه گر از کوزه شکسته آب می خورد افتادم ، ما که سامانه جامع را تولید و توسعه داده بودیم اما برای کار ساده ای مانند مدیریت در خواست هیچ ابزار مناسبی نداشتیم ابتدا سعی کردیم یکی دو نرم افزار Open Source را امتحان کنیم که به نتیجه ای  نرسیدیم  بنابر این تصمیم به تولید یک نرم افزار برای مدیریت در خواست ها گرفتیم و نام آن را سامانه مدیریت درخواست گاما گذاشتیم و کاربران استان سازمان صنایع کوچک Ticketهای خود را در آن ثبت میکردند و به سایر کاربران نیز  اعلان کردیم که در خواست های ارسالی از طریق کانال های دیگر غیر از سامانه گاما غیر معتبر است و این گونه شد که گاما ابتدا برای خودمان کار کرد و واقعا مشکلات بخش مدیریت پشتیبانی ما را به نحوه قابل ملاحظه ای کاهش داد.

در اوایل سال 1389 بانک رفاه یکی از مشتریان داده پردازی بود و در مورد سامانه گاما خبر های شنیده بود ،و تمایل داشت از این سامانه برای مدیریت بخش IT خود در سطح شعبه استفاده کند . با این که سامانه صرفا یک Ticketing  و بخش تجهیزات ،شناسنامه تجهیزات و انبار قطعات هنوز در گاما ایجاد نشده بود.

از انجایی که قرارداد ما با DPI  برای پشتیبانی سیستم های طرح جامع به اتمام رسیده بود ودیگر محل در آمدی نداشتم وجرقه ای که بانک رفاه در ذهن من زده بود توسعه گاما را به سرعت ادامه دادم .

گام 4
گام 5

با توجه به اینکه هنوز شرکتی ثبت نکرده بودم ،قرارداد بانک رفاه را با شرکت یکی از دوستانم به نام آقای سنایی ثبت کردم. سپس شرکتی با نام دومان سامانه را تاسیس و یک دفتر کوچک در نزدیکی شرکت  DPI اجاره و فعالیت خود را به طور رسمی شروع کردم . پس از فروش محصول به بانک رفاه اعتماد به نفس خوبی پیدا کردم بودم ،در مرحله اول با افرادی که میشناختم برای فروش محصول  تماس گرفتم چون تنها بودم  و همه مسولیت ها  بر دوش من بود در این راستا سختی های زیادی را متحمل شدم.

در سال 1390 اولین نیروی شرکت خود را از بین دانشجویان خوب خودم که دانشکده انقلاب استخدام کردم و کم کم این راه دشوار را ادامه دادم .

در این مدت خوشبختانه هیچ پولی از کسی قرض نگرفته ام یا از ز منابع بانکی استفاده نکرده ام و هیچ رابطه خاصی یا ثروت خاصی هم  نداشتم.